چکیده
عبودیت به معنای درك مملوکیت مطلق مستلزم آن است که همه افعال آدمي به قصد قرب الهی انجام شود و همه آنها در اينصورت، عبادت محسوب ميxadشود. در این نوشتار بعد از تبیین این مطلب، عوامل شوق آفرین براي عبادت در دو بخش عوامل درونی و بیرونی ذكر شده و در ضمن توصیهxadهایی از بزرگان دینی، توشه راه میxadگردد.
درآمد
پرستش معبود از جمله امور فطری انسان است که گاه در اثر اشتباه، در گونهxadهای ديگر از جمله پرستش بتxadهای چوبی و سنگی، خورشیدپرستی و بندگی انسانی دیگر تبلور یافته است.
خداوند حاکم مطلق و سزاوار الوهیت است و شناخت عظمتش، مستلزم سرسپردگی به فرامین اوست.
حس آرامشی که از عبادت پروردگار نصیب انسان میxadشود، شوق آفرین است؛ اما غبارهای معصیت، روزمرگی و دوری از عبادت واقعی که حضور معبود در آن درک شود، از این شوق میxadکاهد.
برای احیای شوق عبادت باید در شأن بندگی و عبودیت خویش و در عظمت مقام محبوب تأملی دوباره نمود و از توصیه بزرگان دین که طی مسیر سلوک کردهxadاند، بهره جست.
1. مفهومxadشناسی عبادت
عبودیّت در لغت به معنای اظهار کوچکی و خضوع در برابر معبود [1] و اطاعت و فرمانبرداری از او[2] و پرستش اوست[3]. مفهوم قرآنی عبادت با معنای اطاعت و خضوع همراه است اما با معنای آنxadدو مساوی نیست؛ زیرا عبادت برای غیر خدا حرام است ولی اطاعت و خضوع در همه مواردی که برای غیر خدا باشد، ممنوع نیست[4] مثل اطاعت و خضوع در برابر پدر و مادر. علامه طباطبایی(ره) عبودیت را به معنای مملوکیت میxadداند و معنای عرفی عبادت را که عبارت است از خضوع همراه تقدیس الهی، از لوازم مملوکیت مطلق برمیxadشمرد.[5] براین اساس، عبودیت یعنی اینکه موجودی باxadشعور، مِلک دیگری باشد. از این رو، خداوند، که مالک همه چیز است، همه انسانxadها و فرشتگان و سایر موجودات با شعور عبد اویند و کسی که این عبودیت را برنتابد، استکبار ورزیده است. کسانی به عالم ربوبی راه پیدا میxadکنند که تمام هستی خود را ملک خدا دانسته، استقلال و استکبار را از پندار و رفتار خود بزدایند. ازاینxadxadرو، خداوند در قرآن میxadفرماید: وَ لَهُ مَن فِي السمواتِ والأرضِ وَ مَنْ عِنْدَهُ لاَ یَسْتَکْبِروُنَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ لاَ یَسْتَحْسِروُنَ و هر كه در آسمان ها و زمين است براى اوست و كسانى كه نزد اويند از پرستش وى تكبّر نمى ورزند و درمانده نمى شوند (انبیاء/19). پس حقیقت عبودیت، پایداری و پاسxadداری و راستیxadورزی بر پیمان فطری است که اهل ایمان در روز ازل بستهxadاند، در مقابلِ پندارزدگی و فریفتگی اهل دنیا که خیانت به میثاق ملکوتی و زیر پا گذاشتن فطرت است.
امامxadخمینی(ره) در معنای عبادت میxadفرماید:
عبادت را اهل لغت به معنای غایت خضوع و تذلل دانستهxadاند و گفتهxadاند چون عبادت اعلا مراتب خضوع است پس لایق نیست مگر برای کسی که اعلا مراتبِ وجود و کمال و اعظم مراتبِ نعم و احسان را دارد؛ و از این جهت عبادت غیر حق، شرک است. و شاید عبادت - که در فارسی به معنای پرستش و بندگی است - در حقیقتش بیش از این معنا که گفتهxadاند، مأخوذ باشد و آن عبارت است از خضوع برای خالق و خداوند، و از این جهت، اینxadگونه خضوع ملازم است با اتخاذ معبود و اله و خداوند، یا نظیر و شبیه و مظهر او، مثلاً؛ و ازاینxadجهت عبادت غیر حق تعالی شرک و کفر است. و اما مطلق خضوع بدون این اعتقاد یا تجزُّم به این معنا -و لو تکلّفاً- و لو به غایت خضوع برسد، اسباب کفر و شرک نمیxadشود؛ ... پس احتراماتی که صاحبان مذاهب از بزرگان مذهب خود میxadکنند با اعتقاد به آنکه آنها بندگانی هستند که در همه چیز محتاج حق تعالی هستند، ... به هیچ وجه شائبه شرک و کفر در آن نیست.[6]
بنابراين، عبودیت، اطاعت بی قید و شرط و فرمانبرداری در تمام زمينهxadهاست و ازاينxadرو، عبادت، مفهوم بسیار گسترده ای پیدا میxadکند و در قالبِ اين معیارِ کلی در میxadآید که آنچه برای خدا انجام می گیرد، عبادت است. این برداشت از عبادت، کمیت و کیفیت مخصوصی ندارد، از بیل زدن یک کشاورز در مزرعهxad گرفته تا چشمxadپوشی از میلیاردها ثروت در راه خدمت به انسانxadها که نهالxadهای باغ خداوندیxadاند، از مطالعه یک سطر دانش برای رسیدن به قوانین واقعی هستی گرفته تا تلاش برای پاسداری از مرزهای ایدئولوژیک نظام اسلامی، از کارگری برای تأمین معیشت و از مدیریت صحیح کارفرما گرفته تا خانهxadداری و بچه داری زنی در خانه، همه و همه با شرط قصد قرب الهی، عبادت معبود یگانه است؛ البته عبادت به معناي ويژه خود يعني اعمال و اوراد شرعي چون نماز و دعا و ساير عبادتxadهاي مقرّر شده در شرع مقدس نيز از مصاديق عبادت كلي است كه برای به خود آوردن جدّی انسانxad است تا به سوی کمال رهنمون گردد و روان آدمی به تدریج در این عبادات صیقل یابد تا جلوه جمال الهی را ببیند.
قرآن، که عبادت را به عنوان هدف خلقت و روزی خاص برای انسانxadهای با ایمان معرفی می کند،[7] از آن جهت است که عبادت - طبق مفهومی که بیان شد - رابطه انسان را با خدا محکم ساخته، زندگی او را خداxadمحور می سازد و موجب تقرب انسان به خدا و هدفمندی و معناداری زندگی میxadگردد. آنگاه در چنین دیدگاهی، دنیا عبادتگاه دوستداران مقام شامخ ربوبى است.[8]
2. عوامل ایجاد شوق عبادت
اولین نکته در عبودیت، راهیابی به مرتبه کمال عبادت است که انسان جز به معبود واقعی یعنی کمال مطلق نیندیشد و جز در راه او گام برندارد و هرچه غیر اوست را فراموش کند. تلاش برای رسیدن به این درجه از کمال، نياز به انگیزه و شوق وافري دارد و برای ایجاد شوق به عبادت در خویشتن و حرکت به سوی عبادت کامل به عوامل و راهxadکارهای ذيل توجه داده میxadشود:
1-2. عوامل درونی
الف. معرفت و درك عظمت معبود
معرفت مقدمه عبادت است بلكه حقيقت عبادت كشف معرفت حاصل از فعل عبادي است. ازاینxadرو، علامه طباطبایی میxadنویسد:
پس معلوم مى شود كه حقيقت عبادت اين است كه بنده، خود را در مقام ذلت و عبوديت واداشته، رو به سوى مقام رب خود آورد و همين، منظور آن مفسريست كه عبادت را به معرفت تفسير كرده است[9] و مى خواهد بگويد: حقيقت عبادت همان معرفتى است كه از عبادت ظاهرى به دست مى آيد.[10]
رابطه معرفت وعبادت به اين صورت قابل تبيين است كه از سویی، انسانی که معرفت شایسته به خدا ندارد، آنxadگونه که سزاوار است عظمت و حرمت او را پاس نمیxadدارد و هر اندازه آدمی به فرامین الهی و ارزش عبادت آگاهی بیشتری داشته باشد، عبادتی پربارتر خواهد داشت و از سویی دیگر هر عبادتی که به صورت صحیح انجام پذیرد، دل را برای کسب معرفتی بالاترآماده کرده، او را به عبادتی دیگر وامیxadدارد. در تفسیر این سخن و برای روشن شدن بحث به کلام فیض کاشانی اشاره میxadشود که وی میxadنویسد:
هر عبادتی که بر وجه صحیح آن انجام گیرد، صفایی در دل به جا میxadگذارد که دل را برای حصول نور و شرح صدر و معرفت و یقین دیگری آماده میxadسازد؛ سپس همین نور و معرفت و یقین جدید او را به عبادت دیگری وامیxadدارد و آن هم به نوبه خود ... تا آنجا که خدا بخواهد پیش میxadرود. مَثَل چنین شخصی، مَثَل کسی است که با چراغی در دست در تاریکی راه میxadرود و هر قسمتی از راه که برایش روشن میxadشود، در آن گام میxadنهد تا قطعهxadای جلوتر را روشن کند.[11]
به اين ترتيب، هرچه شناخت آدمي رو به تكامل ميxadرود ذوق و شوق او براي عبادت بيشتر خواهد شد. آنكس كه لذت حضور عرفاني را درك كرده، در پي نورانيت بيشتر گام خواهد برداشت.
ب. حضور قلب
یکی از شرایط کمال عبادت، حضور قلب در هنگام انجام عبادت است. حضور قلب روح عبادت است و اگر عبادات اين روح را نداشته باشد و صرف لقلقه زبان و اعمال ظاهري باشد، به مرور زمان جذابيت خود را از دست ميxadدهد. ازاينxadرو، براي بقاي هميشگي شوق به عبادت نبايد از اين امر غافل شد. علامه طباطبایی در مورد احساس حضور در مقابل معبود میxadفرماید:
در عبادت، حضوری دو جانبه وجود دارد: یکی حضور خداوند به عنوان معبودی حاضر و روبرو است چنانکه در آیه إِيَّاكَ نَعْبُدُ حیث التفاتی از غیبت به حضور[12] تبدیل شد تا پس از حمد او و ذکر اوصافش به تخاطب با پروردگار بپردازد که تنها تو را میxadپرستیم چون حق پرستش او اين است كه او را حاضر و روبرو بدانيم. اما از ناحيه بنده، حق عبادت اين است كه خود را حاضر و روبروى خدا بداند و آنى از اينكه در حال عبادت است، غايب و غافل نشود و عبادتش تنها صورت عبادت و جسدى بى روح نباشد و نيز عبادت خود را قسمت نكند كه در يك قسمت آن مشغول پروردگارش شود و در قسمت ديگر آن، مشغول و به ياد غير او باشد.[13]
شدت این حضور قلب است که انسان را به اخلاص و کمال عبادت میxadرساند تا در عملش شريكى براى خدای سبحان نتراشد و دلش در حال عبادت وابسته به جايى نباشد، نه به اميدى و نه از ترسى حتى نه اميد به بهشت و نه ترس از دوزخ. در نقطه اوج چنین اخلاصی است که امیر مؤمنان علی(ع) فرمود:
إِلَهِي مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ عِقَابِكَ وَ لَا طَمَعاً فِي ثَوَابِكَ وَ لَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُكَ.[14]
(بارالها!) من تو را نه به طمع بهشت میxadپرستم و نه به جهت ترس از آتش دوزخ بلکه تو را شایسته معبودیت میxadبینم و میxadپرستم.
با وجود احساس حضور است كه شوق بنده براي فرا رسيدن زمان عبادت دوچندان ميxadشود. اين احساس كه در هنگام عبادت، اجازه سخن گفتن با خالق آفرينش و معشوق هستي، يافته است باعث ميxadشود تا شوق عبادت بيش از پيش در انسان باقي بماند.
ج. تقواxad
چگونه ميxadتوان انتظار داشت كسي كه روان خود را به گناه آلوده كرده است، همچنان شوق انجام اعمال عبادي را در خود زنده نگهدارد. عبادتي كه تقوا را به همراه نياورد نوعي انجام ظاهري عبادت بدون توجه به لُبّ آن است. در قرآن کریم تقوا را نتیجه عبادت معرفی میxadکند.[15] بزرگان ديني در تأثير تقوا بر ارتقاء معنوي تا آنجا پيش رفتهxadاند كه ترك معصيت را عبادت و ذكر عملي خواندند؛ محض نمونه، حضرت آیت الله بهجت(ره) با دستخطّ خویش مرقوم فرمود:
هیچ ذکری بالاتر از ذکر عملی نیست. هیچ ذکر عملی، بالاتر از ترک معصیت در اعتقادات و عملیات نیست ئ ظاهر این است که ترک معصیت به قول مطلق بدون مراقبه دائمیه ما صورت نمیxadگیرد.[16] بعضی گمان میxadکنند که ما از ترک معصیت عبور کردهxadایم، غافلند از اینکه معصیت اختصاصی به کبائر معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر هم کبیره است؛ مثلاً نگاه تند به مطیع (و زیردست) برای تخویف xad(و ترساندن)، ایذاء محرَّم است و تبسم به عاصی اعانت بر معصیت است.[17]
انسانی که بر اثر عبادت با مرتبهxadای از تقوا ملازم شد، خود را از منهیّات الهی دور نگه میxadدارد و حق بندگی را ادا میxadکند تا به درجه بالاتری از تقوا برسد؛ یعنی این تقوا خود راهنمای بنده برای عبادتی کاملxadتر و والاتر خواهد بود که در قرآن آمده است: إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً اگر از خدا بترسيد، خداوند قوه تشخيص حق از باطل را روزي شما مى كند. (انفال:29)
حضرت علی(ع) در توصیف عارف عابد و در بیان تأثیر تقوا فرمود:
(عابد عارف) عقل خویش را زنده کرده و نفس اماره را میرانده است؛ تا آنجا که اندام درشت او نزار شده و غلظت وجودش به لطافت بدل میxadگردد و برقی شدید برای وی میxadجهد و راه را به او نشان میxadدهد و او را به راه میxadاندازد و از دری به دری میxadبرد تا به در سلامت برساند.
پس، بايد تقواي الهي پيشه كرد تا لذت و نورانيت واقعي عبادت به آدمي چشانده شود وآنگاه علاقه و ذوق استفاده از چنين منبع فيضي در جان رخنه كند.
2-2. عوامل بیرونی
در بحث از عوامل شوقxadآفرين، نمیxadتوان از اثرپذیری عوامل بیرونی غافل شد. اسلام نیز به این واقعیت توجه کرده است. از جمله این عوامل مکان و زمان است. برخی مکانxadها و زمانxadها از شرافت خاصّی برخوردار شدهxadاند که باعث برکت و رفعت عبادت میxadگردد.
الف. مکان
عبادت در مکانxadهای یادآور خدا مانند مسجد، حرم اولیاء الهی، سرزمین عرفات و ... فضای حاکم بر روح آدمی را تغییر میxadدهد. قرار گرفتن در این مکانxadها اگر مانند حضور در عرفات كه به حكم شرع لازم است، لزوم شرعي هم نداشته باشد، به سبب نقش ایجابی که در کسب فیوضات دارد به مؤمنان و پویندگان طریقت توصيه شده است؛ چنانکه امام خمینی(ره) در کتاب آدابxadالصلاۀ میxadنویسد:
بدان كه سالك إلى اللَّه را به حسب نشئات وجوديّه مكان هايى است كه از براى هر يك از آنها آداب مخصوصه xadايست كه تا سالك بدانxadها محقق نشود به صلاة اهل معرفت نائل نگردد.[18]
حضور در چنين مكانxadهايي زمينه را براي دريافت روحيات معنوي آماده كرده با تغيير روحيه جوّي شوقxadآفرين بر روح و جان آدمي حاكم ميxadشود.
ب. زمان
عبادت و راز و نیاز در هنگام سحر، روز جمعه، شب قدر و ... اثری شگرف در صفای درون دارد و عامل ترغیب بیشتر برای تهذیب نفس میxadگردد. نسیم لطف الهی در این زمانxadها به وزیدن در میxadآید و آن کس که خود را در بند خواب و خوراک کند در معرض آن نسیم قرار نخواهد گرفت؛ پس به سخن رسول گرامی اسلام گوش دار که فرمود:
إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا.[19]
همانا قطعاً در روزگار شما نسیمxadهایی وجود دارد پس هشیار باشید که خود را به آنها عرضه کنید.
در حدیثی قدسی، خداوند بندگان مشتاق خود را چنین توصیف میxadکند که:
آنان به غروب آفتاب چنان علاقهxadمندxadاند که پرنده به هنگام غروب به آشیانه خود پس چون شب آنها را فرا گرفت و تاریکیxadها درهمxadآمیخت و بسترها گشوده شد و تخت خوابxadها پهن شدند و هر دوستی با دوست خود خلوت کرد، آنان در پیشگاه من بر قدمxadهای خویش میxadایستند و صورتxadهایشان را به سوی من فرش زمین میxadکنند و با کلام من با من به منجات پردازند و با نعمتxadهای من، مرا تملق گویند، پس گاهی ناله میxadکنند و گاهی گریه و گاهی آه پردرد دارند و گاهی شکایت. ... . نخستین چیزی که من به آنان عطا میxadکند سه امر است:
(اول) از نور خودم به دلxadهای آنها میxadاندازم که با آن نور نسبت به من آگاهی یابند همانxadگونه که من از آنان آگاهم. دوم، اگر آسمانxadها و آنچه در آنهاست در میزان اعمال آنان باشد، من آن اعمال را برای آنان اندک میxadکنم. سوم، روی خود را به سوی آنها خواهم کرد؛ پس آنکس که من به او رو کنم، میxadداند که چه میxadخواهم به او بدهم.[20]
میرزا جواد ملکی تبریزی(قده) که از عرفا و بکّائین روزگار خویش بوده است، اینگونه بر نفس، تازیانه سلوک میxadزند و به شبxadزندهxadداري ترغيب ميxadكند:
پس ای نفس مسکین! به حال خود بنگر که اگر فرمانبر پروردگارت باشی، چگونه به آن مقام بالا و درجه والا که زبان از تعبیر آن عاجز، و بلکه عقل از تصورش حیران است، بالا خواهی رفت؛ زیرا با این ترقی که کنی پیشوای فرشتگان شده و ... و اگر با او سر عصیان داشته باشی و امر تهجد و شبxadزندهxadداری را سبک بشماری و دعوت به مناجاتش را ارج نگذاری محل بول شیطان خواهی گردید.[21] وه که چه رسوایی تو را است که با لذت خواب تو را از ربxadالعالمین غافل نمود.[22]
یکی از سفارشات امام خمینی(ره) برای حفظ شوق عبادت، انتخاب حال و وقت مناسب براي عبادت است. ايشان ميxadفرمايد:
وقتى را كه (سالک) براى عبادت انتخاب مى كند، وقتى باشد كه نفس را به عبادت اقبال است و داراى نشاط و تازگى است و خستگى و فتور ندارد، زيرا كه اگر نفس را در اوقات كسالت و خستگى وادار به عبادت كند ممكن است آثار بدى به آن مترتّب شود كه از جمله آنها آن است كه انسان از عبادت منزجر شود و تكلّف و تعسّف آن زياد گردد و كم كم باعث تنفّر طباع نفوس شود و اين علاوه بر آن كه ممكن است انسان را بكلّى از ذكر حق منصرف كند و روح را از مقام عبوديّت كه منشأ همه سعادات است برنجاند.[23]
نتیجهxadگیری
چون عبودیت به معنای مملوکیت مطلق، مستلزم اطاعت بی قید و شرط و فرمانبرداری در تمام زمینه هاست، پس عبادت، بر هر کاری که برای خدا انجام می گیرد، قابل تطبیق است. مراد از خلقت، عبادت و خداxadمحوری است که باعث معنابخشی به زندگی بشر است.
در اسلام، برای رسیدن به عبادتی کامل و ایجاد شوق در انجام عبادات به عواملی در درون انسان، مثل تفکر و حصول معرفت، تمرین برای ایجاد حضور قلب و تلاش برای دوری از گناهان توجه داده شد و به همین صورت نباید از تأثیر عوامل بیرونی مثل مکان و زمان در برانگیختن روحیه عبادت و ذکر غافل شد. شبxadزندهxadداری، مراقبه و تقوا از اموری است که مورد سفارش بزرگان قرار گرفته است.
[1] . راغب اصفهانی، المفردات، بیروت، دارالمعرفه، بیxadتا، ماده «عبد»؛ ابن منظور، لسانxadالعرب، بیروت، دارxadصادر، بیxadتا، ماده «عبد».
[2] . شرتونی، اقربxadالموارد؛ فیروزآبادی، قاموسxadالمحیط؛ جوهری، صحاحxadاللغه، ماده «عبد».
[3] . اگر کلمه عبادت بدون قرینه بکار رود به معنای معروفش یعنی پرستش حمل میxadشود. برای نمونه: (رعد:36).
[4] . طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، داراحیاء تراثxadالعربی، بیxadتا، 4/442.
[5] ر.ک. به: علامه طباطبایی، المیزان، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1417ق، 1/24
[6] . امامxadخمینی(ره)، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)، 1374ش، 67-68
[7] . وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ، ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ، إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِين و من جن و انس را نيافريدم مگر براى اينكه عبادتم كنند. من از آنان نه رزقى مى خواهم و نه مى خواهم مرا خوراك دهند. بدرستى يگانه رزاق و داراى قوت و متانت خداست. (ذاریات:56-58)؛ ر.ک. به: المیزان، 3/140.
[8] . إِنَّ الدُّنْيَا ... مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ (نهجxadالبلاغه، قم، دارالهجره، 493، خطبه 131)
[9] . برای نمونه: صدرالمتألهین، تفسیرالقرآنxadالکریم، قم، بیدار، 1366ش، 4/386
[10] . المیزان، 18/388
[11] . ملا محسن فیض کاشانی، علمxadالیقین، قم، بیدار، 1400ق، 8-9
[12] . يعني اينكه در خداوند در سوره حمد از حال كسي سخن گفته كه خداي غايب را وصف ميxadكند و بعد از چند آيه، آيه «إيّاك نعبد» را به صورت متكلم ميآورد علتش آن است كه ... .
[13] . المیزان، 1/25-26
[14] . محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404ق،41/14.
[15] . يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ هان اى مردم پروردگار خويش را كه شما و اسلافتان را آفريد بپرستيد شايد پرهيزكارى كنيد (بقره:21)
[16] . فریادگر توحید، قم، مؤسسه تحقیقاتی فرهنگی اهلxadبیتف 1378ش، 206؛ دستخط مبارک آن بزرگوار نیز ضمیمه همین کتاب است.
[17] . همان، 225
[18] . امام خمینی(ره)، آدابxadالصلاه، مؤسسه تنظیم نشر آثار امام(ره)، 1370ش، 101
[19] . بحارالانوار، 68/221؛ مولوی چه زیبا سروده است که:
گفت پیغمبر که نفحتxadهای حقّ اندرین ایّام می xadآرد سبق
گوش هُش دارید این اوقات را درربایید اینچنین نفحات را
[20] . بحارالانوار، 67/26
[21] . اشاره به روایت پیامبر اکرم(ص) که فرمود: هیچکس همه شب را در خواب بسر نمیxadبرد مگر آنکه شیطان در دو گوش او بول کند و روز قیامت تهیدست به آنجا بیاید. (حسن دیلمی، ارشادالقلوب، انتشارات شریف رضی، 1412ق، 1/91)
[22] . میرزا جواد ملکی تبریزی، رساله لقاءxadالله، احمد فهری، تهران، 1360ش، بخش تازیانه سلوک، 135-136
[23] . امام خميني(ره)، آدابxadالصلاه (آداب نماز)، میسسه تنظيم ونشر آثار امام(ره)، 1370ش، 23
برچسب:
نویسنده: آناهیتا حسینپور